نمیدونم پسرا با خودشون چی فکر میکنن.اصلا فکر هم میکنن
اینم از این....یاد حرفای فریما افتادم که میگف به هرپسری اعتماد نکن.میگف اگه اون اول بهم بزنه چی
خیلی گریه کردم این چند روز.تازه داشتم قبولش میکردم و بهش وابستگی پیدا می کردم که...
همیشه همینجوری بوده تا به ی نفر ی خرده وابسته میشی...تموووم...
قلبم بد شکست این دفعه.دیگه واقعا ترسونده شدم.دیگه به هیچ کس نمیتونم اعتماد کنم.
چقد زود ادما همه چی یادشون میره.چقد نامرد و پستن...
فک کنم دیگه کلا بچسبم به درسم وازفاز این چیزا بیام بیرون.
بهداشت و رادیو که20 شدم.زنان هم 17.معدلم خوب میشه این ترم.باید بچسبم به درس و دلمو به همین خوش کنم.بهترین راهه
برچسب:
نویسنده: بهراد نجفی